وصف نگار
هر کس چهل روز برای خدا اخلاص ورزد، حلال خورد و روزش را روزه بدارد و شبش را به عبادت بایستد، خداوند چشمه های حکمت را از دلش بر زبانش جاریکند . [امام علی علیه السلام]
کل بازدیدها:----15082---
بازدید امروز: ----1-----
بازدید دیروز: ----4-----
جستجو:
وصف نگار
  • درباره من
  • لوگوی وبلاگ
    وصف نگار

  • پیوندهای روزانه
    پیامبر اعظم(ص) [50]
    [آرشیو(1)]

    >>لینک دوستان<<

    <>
  • لوکوی دوستان من
  • اوقات شرعی
  • اشتراک در وبلاگ
     
  • مطالب بایگانی شده
  • آوای آشنا
  • ای روح دعا
    نویسنده: منتظران نور پنج شنبه 85/10/21 ساعت 12:25 عصر

                                                    *بنام او که خالق یاس ونرگس است*
     
                 یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت


    ای روح دعا سلام مهدی

    1172 بهار وخزان گذشت ونیامدی ،سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده،عمری است که برای آمدنت بی قرارم، یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم، ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند.             

     آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد، بیا وقرار دل بیقرارم شو، بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن، بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم، تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا، بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم.
     یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا... تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید، کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد، برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم. آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم.
    بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام.

    میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد.

    حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید.

                                  

      خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد.

    پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است.

    محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود. عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

                                         یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی".

                           کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت.


    نظرات دیگران ( )